آنيتاآنيتا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 21 روز سن داره

آنيتا ثمره عشق مامان و بابا (آنیتا فرشته ای از جنس آسمان)

آتلیه

1393/5/9 11:32
نویسنده : شهرزاد
830 بازدید
اشتراک گذاری

دیروز روز اینجوری شروع کردیم

ناهار خونه عزیز جونی (مامان بابایی ) و بعدازظهر عمه مونا زحمت کشیده بود وقت آتلیه گرفته بود

بعد ناهار از مونا خواستم با هم بریم برای آنیتا یه سارافون بگیریم و بنده خدا اومد

یه لباس خوشگل ،مامانی و یکی هم عمه برای تولد آنیتا گرفت چون نرسیده بود کادو بخره

بعدم رفتیم سالن عمه تا یه خورده عمه به مامان برسه و ورم صورتش رو بپوشونه

الان تو 37 هفته هستمو حسابی برای خودم مامان شدم دیگه

باز زحمت ما گردن مونا بود با ما به آتلیه اومد و آنیتا رو گرفت ما عکس انداختیم

اونجا برای اینکه آنیتا نگاه کنه کلی ادم دست میزدن شکلک درمی اوردن

دلگیر میشدم

اما از ته دل راضی بودم که اوردمش آتلیه

عمه لباساشو عوض می کرد به موهاش میرسید

خلاصه کلی به دادمون رسید

والا ما خیلی حال و حوصله نداشتیم

از صمیم قلبم براش آرزو کردم خدا براش بهترین هارو رقم بزنه وجودش قوت قلب بود

چون شهرام هم از بودنش کنارمون لذت برد

من هم دنبال حس رضایت هستم

اینکه هم شهرام هم آنیتا راضی باشن

خوشحال باشن

تمام تلاشم هم همینه

دوشنبه هم خواهرم زایمان کرد

و یه پسمل خوشگل به این دنیا تقدیم کرد

خداروشکر جفتشون سالم هستن و من خوشحال بودم دوباره خاله شدم

این روزای اخر

دیگه همه اعضای خانواده نگران من هستن

چون چیزی به زایمان نمونده

و من فقط نگران حال آنیتام

چقدر روزهای هفته ی گذشته

روزهای غریبی بود

دست خودم نبود

اگه شهرام با صدای بلند آنیتا رو صدا میکرد که بابا سرت نخوره به میز تلویزیون بیا اینور

و من گریه میکردم

اگه موقع شستن آنیتا

میگفت آنیتا وایسا بابا تکون نخور

من گریه میکردم

این روزا که بیشتر پیشش هستم

شدیدا جفتمون به هم وابسته شدیم

اصلا طاقت بلند صداکردنش ،یا با ناراحتی باهاش حرف زدن رو ندارم

و اگه اینطور شه دیگه گریه های من بند نمیاد

این بچه با این مریضی داره دست و پنجه نرم میکنه و دوست ندارم بار اضافه ای براش باشیم

چقدر هم بهونه گیر شده مرتب نق و گریه

البته بخاطر رژیم سخت هم هست

همه مواد غذایی معمولا قند دارند

و تنها چیزی که برای بچه ها لذت بخشه

خوردن مواد غذایی شیرین هست

اما آنیتا نباید بخوره

حالا چهارشنبه دکتر حسینی یه متخصص تغذیه رو هماهنگ کرده که آنیتا رو ویزیت کنه و در مورد غذاهای رژیم کتوژنیک بهمون مشاوره بده

رژیم سخت ،دارو ،شیرخشک بد مزه همه اینا هست و اما دریغ از بهبودی

خدا کمک کنه خدا بخواد خواست خدا

باید اینا باشه

تا ذره ای بهبودی حاصل شه

میدونم

اما اینکه چرا این اتفاق نمی افته رو نمیدونم

 

 

من از آنیتا یاد گرفته مهربون باشم با همه حتی کسانی که دوستم ندارن و نامهربونن ،یاد گرفته ام سکوت کنم ،یاد گرفته ام همیشه اروم باشم و تو خودم بریزم غم ها و غصه ها رو

یاد گرفته ام گذشت کنم

یاد گرفته ام روی پای خودم بایستم

من اینجوری نبودم

من یه دختر مغرور و پرجنب و جوش بودم کلی تغییر کردم

خوب یا بد

عوض شده ام

 

آنیتا حرف نمیزنه راه هم نمیره

اما ما از عمق وجودمون با هم حرف میزنیم

به هم دلداری میدیم

آنیتا هر موقع من گریه میکنم

تمام تلاشش رو میکنه من گریه نکنم میفهمم

الان که مینویسم گریه امون نمیده

اما آنیتا کامل منو درک میکنه

میدونه حسم بهش چطوریه

هر روز صبح که از خواب بیدار میشه

بهش میگم آنیتا

سلام مامانی

صبحت بخیر

فقط یه نیم نگاه و لبخندش

جواب من نیست

حس درونیش جواب منه

این چندروز هر موقع بغلش کردم

ناخوداگاه گریه کردم

از زجری که میکشه

هر موقع بهش شیرخشک رو دادم

اشک تو چشمام پر شد

میدونم میدونم چاره ای نیست اما فقط فقط دلم برای خودش میسوزه من مدتهاست خودم رو فراموش کردم

من هیچی رو برای خودم نمیخوام .اینکه بچه ات جلوی چشمت اذیت بشه و تو هیچ کاری نتونی براش بکنی

درد یه درد بزرگ

خدا بزرگه تنها جمله ای که به خودم میگم به دلم میگم

اره مادر

خدا خیلی بزرگه.

 

پسندها (8)

نظرات (18)

ناهید
9 مرداد 93 14:59
خوشحالم که به بهانه آتلیه با هم بودید. این بهانه ها معجزه می کنند. تمام حساسیت هایی که روی آنیتاجون داری یه حس طبیعیه مادرانه اس. نه به خاطر مریضی بچه. ما هم طاقت نداریم کسی به بچه مان از گل نازک تر بگوید. حتی پدرش. از نی نی نازی خواهش کن با خودش سلامتی آنیتا را هدیه بیاره. چیزی به شمارش معکوس نمانده. این فرشته کوچولو با خودش سلامتی و صفا می یاره. انشالله! انشالله! انشالله! به امید آن روز. مواظب خودت باش مامانی همیشه مهربان.
شهرزاد
پاسخ
نرگس
9 مرداد 93 15:16
عکس های آتلیه رو واسه ما هم میذاری ببینیم دیگهههههه؟
شهرزاد
پاسخ
منا مامان الینا
9 مرداد 93 23:24
شهرزاد عزیزم مامان شهرزاد عزیز دلم نمیدونم چی بگم که غم دلت کم بشه میدونم اپبا وجود سن کمی که داری اینقد سختی کشیدی که اگه کوه هم بود در هم میشکست اما تو هنوز هم رو پای خودت ایستادی و نذاشتی این سختی ها تو رو از پا در بیاره و دلیل این همه ایستادگی و تحمل سختی ها فقط و فقط آنیتا و عشق به اونه تو هنوز هم عاشق آنیتای دوست داشتنی هستی حتی شاید عاشق تر از قبل ! مطمئن باش خدای مهربون هواتون رو داره از اون بالا عاشقانه به این مهر وعشق مادری نگاه میکنه مواظب خودتو انیتاو فرشته تو راهی مون باش بهترین ها رو واست آرزو دارم عزیزم
شهرزاد
پاسخ
ما پیش شما لنگ میندازیم
مامان دیانا
10 مرداد 93 16:29
هر بار که میام وبلاگتونو می خونم به این امید میام که ببینم بنویسی انیتا خوب شده انیتا راه میره حرف میزنه به امید آن روز.عزیزم کاری جز دعا کردن از دستم بر نمیاد دعا برای صبور بودن تو و خوب شدن آنیتای عزیز.ممنون شمارتونو برام فرستادید
شهرزاد
پاسخ
محبوبه مامان ترنم
11 مرداد 93 7:16
نمی دونم چی بگم. ..... خدا بزرگه.... امید به خدا بهترین داروست. آفرین به این حس قشنگ مادر و دختری.
شهرزاد
پاسخ
مامان دوتافرشته
11 مرداد 93 14:41
شهرزادعزیزم من هم یک مادرم قلبم اتیش میگیره باتمام وجودمیفهممت من بچه ام دوهفته مریض بوددوشبش توبیمارستان باسرم وهزارسختیه دیگه داروهاش رابه سختی وبااشک میخوردداغون شدم دیگه یه روزیادشماافتادم یادمنای عزیزوفرشته های نازتون خجالت کشیدم که چقدرضعیفم امیدوارم خداخیلی زوددلتون راشادکنه امیدوارم به سلامتی زایمان کنی فرشته ی مهربونت راببوس عزیزم
مامان پارسا دردونه
12 مرداد 93 19:34
اگه واقعا به این جمله که خدا خیلی بزرگه ایمان داشته باشیم خدا هم بلاخره یه جایی بزرگیشو بهمون نشون میده
الهام
13 مرداد 93 9:12
کار خوبی کردی آنیتا گلی رو بردی آتلیه شهرزاد عزیزم ایشالا عکس ها آماده شد تو وبش بذار تا ما هم ببینیم که دلمون حسابی براش تنگ شده واقعا این رژیمی که گفتی سخته ایشالا حالش دوباره بهتر بشه و بتونه بدون هیچ رژیم خاصی همه چیز بخوره راستی تو نوار بالای وبلاگت یه سن شمار هم برای نی نی تو راهیت بذار تا بدونیم ایشالا کی میاد با امکانات جدید تو نی نی وبلاگ میشه چند تا سن شمار گذاشت مراقب خودت و دخملای نازت باش
بابا و مامان
15 مرداد 93 23:52
عزیزم قدم نو رسیده مبارک بعدم عزیزم نگرانیهای مادرانه تمومی نداره مادر مساوی با نگرانی اونم برا بچش امیدوارم به سلامتینی نی خوشگل به دنیا بیاد و شما و انیتای عزیزم و از تنهای در بیاره
شهرزاد
پاسخ
این استرس و نگرانی دست از سرما بر نمیداره
azar
19 مرداد 93 3:12
ghadam dokhtare goolemon mobarak basheh elahi keh hmmeh chiz khoob boudeh basheh baratoon khasteh nabashi maman e mehraboon rouv maheto mibosam azizam
شهرزاد
پاسخ
مرسی اذر جان سپاس از لطفت و مثل همیشه التماس دعا از قلب پاک و مهربونت دارم
سولماز
24 مرداد 93 23:02
سلام عزیزم ایشالله به سلامتی خدا خودش کمک کنه خیلی سخته امیدوارم همراه این کوچولوشاهد پیشرفت های آنیتا هم باشی کاری از دستم بر نمی یاد جز دعا... خیلی وقته می یام سر می زنم هر کاری می کنم پی ام بزارم نمی تونم شرمنده به فکرتم
شهرزاد
پاسخ
سلام عزیزم ممنون ای بابا براش دعا کن این بهترین کاری که میتونی برام بکنی
ناهید
28 مرداد 93 9:16
سلام عزیزم انشالله که خوب باشی. خبری از خودت بذار دلشوره گرفتم. سلامت باشید
بابا و مامان
4 شهریور 93 17:58
مامان جون کجای خبری ازت نیست
ترنم
6 شهریور 93 12:17
شهرزاد عزیزم همیشه به یادتم گلم ،امیدوارم نی نی خوشکلتو صحیح و سلامت در آغوش بگیری لطفا ما را هم بی خیر نزار من همیشه میام به وبت و منتظر خبرهایه خوبت هستم
دنیز
10 شهریور 93 1:53
در زمینی که ضمیرِ من و توست از نخستین دیدار، هر سخن، هر رفتار دانه هاییست که می افشانیم برگ و باریست که می رویانیم آب و خورشید و نسیمش «مِهـــر» است گر بدان گونه که بایست به بار آیـَد زندگی را به دل انگیزترین چهره بیــارایَد...
مریم مامان آیدین
14 شهریور 93 16:11
سلام شهرزاد جون نگرانتم دوستم....نیستی....نی نی به دنیا اومد؟؟؟ یه پست از خبر سلامتیت بزار تا خیالمون راحت بشه عزیزم....خدا به همراهت[فرشته
شهرزاد
پاسخ
دنیز
17 شهریور 93 22:12
سلام کجایی عزیز؟ نینی تازه وارد چه شکلیه؟ یه خبری از خودت بزار هر چند کوتاه منتظرتیم.
شهرزاد
پاسخ
چشم عزیزم
ناهید
23 شهریور 93 9:05
مبارکه! ایشالله خوش قدم باشه! خیلی خوش حال شدم. آخیش! خیالم راحت شد. مواظب خودت باش. از اطرافیانت بیشتر کمک بگیر. ممنون که ما را بی خبر نگذاشتی.
شهرزاد
پاسخ
عزییییییییییییییییزم بوووووووس